دخترانه
این جا خونه ی منه. خونه ی تنهایی هام. خوشحال میشم مهمون داشته باشم!
www.amiraliandfatima.blogfa.com حتما به خونه ی امیر علی و فاطیما سر بزنید... فقر چیزی را نداشتن است ،ولی آن چیز پول نیست . طلا و غذا نیست . فقر همان گرد و خاکی است ، که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتاب فروشی مینشنیند. فقر کتاب 3000 ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند . فقر پوست موزی است که از پنجره ی اتومبیل به خیابان انداخته می شود . فقر همه جا سر میکشد . فقر شب را بی غذا سر کردن نیست .فقر روز را بی اندیشه سر کردن است ... دکتر شریعتی... سلام بعد از مدتها اومدم تا آپ کنم ... یه چند روزی بود که دنبال یه حرفی واسه نوشتن بودم ... نه اینکه حرفی نداشته باشما ، نه! اما این یکی از همه مهم تره دیروز رفتم مدرسه ی کودکان استثنایی... فکر میکنم پا گذاشتم توی قسمت کوچیکی از بهشت ... هیج جای دنیا نمیتونی این همه فرشته ی معصوم و بی گناه رو باهم پیدا کنی دلم خیلی پر بود ... اولش گفتم خدایا چرا .... چرا این فرشته های بی گناه باید محروم بشن از یه سری نعمتت .... لجم در اومد .... اما یکم که بیشتر قاطیشون شدم ، فهمیدم اینا میان که ما یادمون باشه قدر خیلی چیزایی رو که خدا بهمون داده ،بدونیم ... اینا فرشته هایی هستن که در قالب یک قفس خاکی و ناتوان اومدن تا یادمون بندازن که هر قدرم تشکر بکنیم کمه .... عاجزانه میخوام ازتون هر کدومتون اگه یکی از این فرشته ها رو دورو برش میشناسه ، باهاش از روی ترحم برخورد نکنه ... از روی عشق و محبت و دوست داشتن همه ی نگاه هاشو بپذیره.... بیایید بقول دکتر شریعتی فقیر نباشیم ... خدایا ممنون .... واسه همه چی.... سلام به همگی دوستای گلم واسه من و امیر علی خیلی دعا کنید ... هم ۲۱م امتحان ارشد آزاد داریم و هم اینکه ۴م خرداد نتیجه ی دولتی میاد انشا الله از اول خرداد با آپ های جدید بر میگردم .... بالاخره نوروز 91 هم به خوبی و خوشی تمومید!!!! دستم موند لای در!!! امیدورام امسال واسه همه یه سال خوب باشه....
سال نو مبارک... برای همه ی دوستان سالی پر از خیر و برکت و همراه با سلامتی و شادمانی رو آرزومندم
سلام به همگی امروز بعد از حدود ۵-۶ ماه دوباره به خونه ی کوچیکم برگشتم وآپ جدیدمو میخوام با یه نظر سنجی یا بهتر بگم با دل نوشته های شما شروع کنم سوال من از شما اینه : نظرتون یا تحلیلتون از عشق و دوست داشتن چیه ؟ و فرق این دو تا ؟ دوستای گلم ٬ نظرتون رو بصورت خصوصی برام بنویسید و من با همون مشخصات و با درج اسمتون اون رو روی صفحه ی اصلی وبلاگ میذارم . بعد در قسمت نظر ات بصورت عمومی در مورد عقاید هم اظهار نظر میکنیم . و در نهایت امیدوارم به نتایج خوبی هم برسیم ..... دوستان عزیزم لطفا نظرات بقیه بچه هارو بخونید و در قسمت نظرات موافقت یا مخالفت خودتون رو نسبت به نظراشون بیان کنید ... ممنون نظر اول : *افسونگر عزیزم * سلام عزیزم **افسونگر** نظر دوم : *مهاجر* درود **مهاجر** نظر سوم : *علی* به نظر من دوست داشتن و عشق با همدیگه هستن.از دوست داشتن به عشق میرسیم نه از عشق به دوست داشتن.مثلا اگر کسی یکی رو خیلی دوست داشته باشه دیگه نمیگه دوست دارم بیشتر میگه عشقمی.امیدوارم که هممون خدا رو زیاد دوست داشته باشیم و بهش عشق بورزیم.تنها عشق واقعی متعلق به خدای مهربان و حکیم است.خدایی که ما را افریده,خدایی که ما را به صورت های نیکو و زیبا خلق کرده.چنین خدایی قابل ستایش نیست؟نباید به چنین خدایی عشق بورزیم؟هو الملک القدوس السلام و المومن المهیمن و العزیز الجبار و المتکبر.سبحان الله عما یشرکون.ممنون که بهم این فرصت رو دادی.ممنون از لطفتون **علی** نظر چهارم: *سوگند* به نظر من دوست داشتن خیلی بهتر از عشقه.. چون حداقل یه ذره امکان فکر کردن رو به آدم میده.. ولی وقتی لغتی به نام عشق مطرح میشه.. عقل و منطق دیگه جایگاهی نداره.. به نظر من بهتره همه ی اینا در کنار هم باشه.. البته میگن عاشقیم عالمی داره!!! من که خودم تجربش نکردم.. میگن وقتی یه نفرو بیشتر از خودت دوس داری اسمش عشقه.. ولی من این قدر خود خواهم که تا حالا کسی رو بیشتر از خودم دوس نداشتم... **سوگند** نظر پنجم : *موسی* سلام. به نظر من عشق یه باور عمیق که خدا درون انسان ها قرار داده... و دوست داشتن یه جور وابستگی و علاقه به چیزی هست... در زبان انگلیسی هم لغات like و love رو داریم که اولی به معنی دوست داشتن عادی مثل دوست داشتن بستنی و.... و دومی همون عشقه... البته بیشتر عشقای این دوره زمونه از حباب صابون بی ارزش تره... ودر آخر هم بگم چه خوبه آدم عاشق کسایی باشه که هیچ وقت بهش نارو نزنند.... اول بگه میمیرم برات ولی آخرش... عاشقتم خدا جون.... عاشقتم امام زمانم(عج)... عاشقتم کشور عزیزم... **موسی** نظر ششم: *مصطفی* سلام.به نظر من این دو کلمه باید در کنار هم قرار بگیرند تا بتونند درست به مفهومی که دارن عمل کنند.ولی اگر در مقابل هم قرار بگیرند میشن مثل الان عشق ها و دوستی های خیابونی یه طرف به یه نظر عاشق میشه. **مصطفی** نظر هفتم: *مهسا-۲۳* به نظر من دوس داشتن یا عشق یا هرچی فقط یه واژه ن که مصداق احساس ماهان **مهسا** نظر هشتم : *استاد بیگی* سلام بر شما .. اگر چند روزی دیر کردم عذرم رو بپذیرید .. هر چند که این مقوله مبحثی نیست که بشه در اندک حوصله ی این کامنتها بگنجه ولی .. به گمان من عشق معجزه ایست که خداوند از ذات اقدس خویش در وجود ما انسانها به ودیعه گذاشته .. در فرهنگهای لغات عشق رو به دوست داشتن مفرط معنا کردند.. اما اونچه که مسلمه نمی بایست(عشق) این خلعت بزرگ رو با هوسبازیهای این دوره و زمونه اشتباه بگیریم **استاد بیگی** نظر نهم : *دهاتی* عشق!
اين منم كه با توام و بي تو گم در خويشم. اين صدايي كه ميشنوي، هذيان
نيست. گر چه من از امروز به تب آلودهام. اما تو بگو در كدام لحظه از لحظه
هاي حيات، تا بدين حد هوشيار بودهام كه امروز هستم. پس از لمس تو، از
تاريكي نميترسم. به نامم عادت ندارم. اگه تا امروز هر چيزي به جونم بسته
بود، از اين لحظه به بعد، هيچ چيزي جز تو ندارم. گوش كن! طبل سينهام چه
بيقرار ميكوبه! آسمون دلم چه بيتاب ميغره. اين روح عاشق در تلاطم امواج
طوفاني، چه مشتاق ميجوشه! در هر لحظه، در امواج بيقرار درياي حيرت،
غوطهورم. و این متن زیبا تقدیم به همتون ماسه ها فراموش کار ترین رفیقان راهند .. پا به پایت می آیند ٬آنقدر که گاهی سماجتشان در همراهی حوصله ات را سر میبرد ٬ اما کافیست تا اندک بادی بوزد یا خورده موجی برخیزد تا برای همیشه از حافظه ی ضعیفشان رد پایت پاک شود... ما از نسل ماسه نیستیم ..! از نسل صدفیم !!! صدفهایی که به پاس اقامتی یک روزه تا دنیا دنیاست صدای دریا را برای هر گوش شنوایی زمزمه میکنند... بالاخره بعد از حدود شش ماه برگشتم فعلا مطلب جدیدی نمیذارم چون یکم زمان احتیاجه تا دهنم وا بشه دلم واسه خونه کوچولوم و دوستای خوبم خیلی خیلیییییی تنگیده بود سلام به همگی اومدم بگه که اول واسم دعا کنید و اینکه یه مدتی میخوام کم رنگ باشم همه ی آف هاتونو میخونم و تا اونجا که میتونم میام و جواب میدم ... اما خیلی کمتر سر میزنم .... فاطیما مانند رود ....نه!! مانند باران اگر دلتان لرزید،بغضتان ترکید ،کسی اینجا محتاج دعا است ، اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال من بیابان بکنید کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود.....
ب.ن: دهکده ی عشق کجاست واقعا؟؟ ب.ن: فکر میکنم در شناخت عشق (حالا به هر چی و هر کی) همه مدعی رتبه ی استادی هستیم.ولی توی درکش فکر نکنم کسی پیدا بشه که سیکل هم داشته باشه.... در جزیره ای زیبا تمام حواس ،زندگی میکردند . شادی ،غم ،غرور، عشق و ... روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت . همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند . اما عشق میخواست تا آخرین لحظه بماند ، چون عاشق جزیره بود . وقتی جزیره به زیر آب فرو میرفت ، عشق از ثروت که با قایقی باشکوه جزیره را ترک میکرد کمک خواست و به او گفت : آیا میتوانم با تو همسفر شوم ؟ ثروت گفت : نه ، من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد . پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست . غرور گفت : نه ، نمیتوانم تو را با خود ببرم ،چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد . غم در نزدیکی عشق بود . پس عشق به او گفت : اجازه بده من با تو بیایم . غم با حزن گفت : آه ، عشق، من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم . عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد . اما او آنقدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید . آب هر لحظه بالا و بالاتر آمد و عشق دیگر ناامید شده بود ، که ناگهان صدایی سالخورده گفت : بیا عشق،من تو را خواهم برد !! عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیر مرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد . وقتی به خشکی رسیدند ، پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود چقدر بر گردنش حق دارد . عشق نزد علم که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود رفت و از او پرسید ،آن پیرمرد کی بود؟ علم پاسخ داد : زمان عشق با تعجب گفت : زمان ؟ اما چرا او به من کمک کرد ؟ علم لبخندی خردمندانه زد و گفت : زیرا ، تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است .... تیک تاک تیک تاک تیک ..... یه صدایی توی گوشمه چشمامو میبندم برای یه لحظه هم که شده چشمامو
میبندم .... میخوام دنیا رو با چشمای بسته تصور
کنم .... وقتی میبندمشون توجهم به صدا ها
بیشتر میشه ..... سعی میکنم دونه دونه صدا ها رو از
هم جدا کنم ... جیک جیک پرنده ها رو که میشنوم یه
لبخند ناز روی لبم میشینه ....بازم گوش میدم .... صدای آب میاد مثه صدای آبیه که از بالای کوه داره
میریزه روی تخته سنگای پایین منم این گوشه نشستم و نسیم خنکی به
تنم میخوره ..... وای چه لذتی داره ..... بازم به چشام فشار میارم ... نه ... در واقع به ذهنمه که دارم فشار
میارم این صدای تیک و تاک بازم به گوشم
میرسه .... اما توی این خیال زیبا از ساعت خبری
نیست .... هر طرف و نگاه میکنم خبری از عقربه ها و دویدنشون به دنبال هم نیست ....
انگاری توی این خیالم ، عقربه ها خوابشون برده باشه .... پس این صدا از کجاست که هر لحظه
بیشتر و نزدیکتر میشه .... یه پروانه ی زیبا از دور به سمتم
میاد و روی شونه ی سمت چپم نشسته .... کاش وقتی داشتم به این دشت خیال میومدم
دوربینممم میاوردم که از این همه زیبایی عکس بگیرم .... پروانه اومد زیر گوشم و آروم زمزمه
کرد که ،هیچ وقت نمیتونی از عشق عکس بگیری، چون عشق متعلق به لحظه هاست .... تموم ذهن و فکرم میره پی حرف پروانه
....بازم صدای تیک و تاک رو میشنوم .... این صدا تازگی به سراغم اومده .....
گاهی کم و منظمه و گاهی تند وتند و نا منظم میشه باید دنبال دلیل و علائمش بگردم .. وقتی صدا بیشتر میشه . از درون داغ
میشم و یهو دلم شروع میکنه به لرزیدن ، حتی گاهی صورتم سرخ میشه و دلم آبرومو به
تاراج میبره ....به ناچار سرمو میارم پایین .... آره خودشه !!!!!.... این صدا از توی دلمه .... فکر کنم ... فکر کنم ......یعنی نمیدونم . اما
فکر کنم دلم یه دلی رو پیدا کرده که تپشهای قلبش خیلی شبیه اونه ..... و وقتی که
اونو میبینه میخواد فریاد بزنه که من اینجاممممممم!!!!! حسه خیلی خیلی قشنگیه .....حتی اگه
نشه اسمشو عشق گذاشت ..... من اسمشو پاک مطلق میذارم .... چون به دلم و تیک و تاکش ایمان دارم
که هیچ وقت اشتباه نمیکنن رسول خداوند می فرمایند : ای بندگان خدا ! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است ؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه ها است ؛ روزهایش بهترین روزها ، و شب هایش بهترین شب ها و ساعاتش بهترین ساعات است . بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید . در این ماه ، نفس های شما تسبیح ، خواب شما عبادت ، عمل هایتان مقبول و دعا هایتان مستجاب است ... ماه بسیار عزیزی رو پیش رو داریم . از بچگی عاشق ماه رمضون بودم .... عاشق ربنا .... همه دور یه سفره جمع میشن و این سفره همیشه پر و با برکته .... یه آرامش خاصی پیدا میکنم توی این ماه ... تیک و تاک ساعت برام یه معنای دیگه ای دارن ... عاشق اذان مرحوم موذن زاده هستم ... خدایا تو رو به حق این ماه عزیز ، سفره برکاتتو که توی این ماه توی دلامون پهن کردی تا ابد همینجور گشاده نگه دار .... برای همه ی اونایی که پارسال بودن و امسال کنار ما نیستن .... طلب مغفرت و رحمت ... خدا جون ، پارسال همین موقع ، پارسا کوچولوی 3 ساله یه مامانی گل داشت که امسال پیش فرشته هاست .... مواظب مامان آنیتای اون باش و روحشو قرین رحمت خودت کن .... یه صلوات و یه فاتحه ،..... شاید کوچیکترین کاری باشه که میتونیم در حق عزیزانمون بکنیم .... ای فلانی 2-3 خطی بنویس ساده تر رنگین تر در پی قافیه و واژه نباش سوژه ی امروزی ،بگذار از دلسوزی من هنوز معتقدم میشود عشق را آموخت میشود در به در واژ ه ی بازار نبود میتوان تقدیم کرد و پشیزی به پشیزی نفروخت....



البته با یکم اتفاق!!


![]()
راستش سوالی که پرسیدی واسه خود منم گنگه
به یه جایی از زندگی رسیدم که احساس می کنم عشق حماقته ( جالب توجه که من احمق ترین موجود دنیام )
این حماقت که اصلا هم زیبا نیست اشتباهی بازگشت ناپذیره
هیچ وقت نمی شه اعتماد کرد حتی به کسی که بیشتر از جونت دوستش داشتی
( نکه خیانت دیده باشم نه)
کلا امروز روز عشق و هوس قاطیه
اما دوست داشتن
دکتر همیشه می گفت : دوست داشتن از عشق بر تر است
و من هم بر همین باورم
عشق یه احساس خودخواهانه است که داغه و تبش فروکش می کنه
اما دوست داشتن پاک و زیباست
وقتی کسی رو دوست داری به این درک می رسی که اگر او بدون تو خوشبخت تره رهاش کنی
وقتی کسی رو دوست داری اون فرد جزئی از وجود توست
از پیشرفتش خوشحال می شی از این که دیگران با تحسین نگاهش کنند غرق غرور می شی
دیگه خود خواه نیستی
من نیست
ما پدید میاد
و امروز روز دوست داشتن ها داره می میره
کمتر کسی به این مرز می رسه عزیزم
به نظر بنده میشه بین عشق و دوست داشتن تفاوتهای فاحشی قائل شد .حس دوست داشتن میتواند لحظه ای و گذرا یا برحسب شرایط و موقعیت های مختلف متفاوت باشد و بعد از گذشت مدت زمانی نیز قابل فراموش شدن..اما در مورد عشق قضیه کاملا برعکسه. عشق فارغ از احساسات زود گذر و هوسهای لحظه ای مبتنی بر دوست داشتنی توصیف ناشدنیست و روز به روز بر شدت و میزان آن نیز افزوده میشود. حس عاشقی و عشق محدود به زمان و مکان نیست و انسان عاشق در تمام لحظه لحظه زندگی خود این حس رو تجربه میکنه و با شخص همراه خواهد بود.البته باید عرض کنم انسان تا در شرایط مورد بحث و به طور خلاصه در جایگاه عاشق واقعی قرار نگیره نه قادر به درک اون شرایط و نه قادر به ابراز و توصیف و بیان معنا و مرتبه و خوب و بد بودن عشق خواهد بود.
بدرود
پس بهتر این دو کلمه درکنار هم قرار بگیرند (شاید بگید اشتباه هستش ولی نا حالا کسی را من به شخصه ندیدم که عشقش را ترک کنه مثل عشق به امام حسین که تو تمام وجود ما قرار داره ولی دوستی یه روزی به پایان میرسه)
نظرات دوستانم هم تا جالب بود متشکرم که بهم خبر دادی
اینکه من چیو عشق بدونم چیو دوست داشتن فقط یه تعریف از یه واژه س
اما تو زندگیه من دوست داشتن با درجه بندی ِ خودش مختص دوستاو خونواده و فامیلمه ولی عشق منحصر به فرد ِ شاید احساسی که با بقیه فرق کنه
کاری ندارم که میگن دوست داشتن در امتداد زمان رخ میده و عشق در لحظه
من عشق رو دوست داشتن از یه جنس دیگه میدونم ، متفاوت و شاید با چاشنی غم
عشق و یا بهتر بگم .. عاشق شدن یک تکامل محسوب میشه.. و اگر عاشق شدیم نمی بایست منتی سر معشوق یا معشوقه بگذاریم .. چرا که در معرض عشق قرار گرفتن خود نعمتی ست که نصیب کمتر کسی میشه و یا اگر کسی ابراز عشق کرد .. ممکنه حتماً عاشق نباشه .. و نباید به ساحت مقدس عشق اهانت کرد .. من دیدم که بعضی از دوستان با جفا کردن به عشق اون رو عین حماقت خوندن که واقعا روا نیست.. عشق بسیار بزرگتر از اونیه که به این راحتی به مسلخ کشیده بشه اگر به ادبیات و داستانهای عاشقانه ی ایران و جهان مراجعه کنیم خواهیم دید که عشق چقدر قدرتمنده.. به طور مثال و نمونه اگر به عشق حضرت مولوی و شمس تبریزی مراجعه کنید.. خواهید دید که عشق واقعی چیست
ایشون در یک رباعی میفرماد که:
عشق از ازل است و تا ابــد خواهد بود
جوینــده ی عشق بی عـدد خواهد بود
فـــــــردا کــه قیـــــامت آشکــــارا گردد
آندل که نه عاشق است رد خواهد بود
و بسیار بیش از اینها میتوان در باره عشق و تفاوت اون با دوست داشتن نوشت که در این مقال نمیگنجد
و صد البته که "عشق" بسیار بزرگتر و مفدس تر از "دوست داشتن" است.
پيش از اين روزهاي تبدار، تو رو در دورترين نقطه از
خويشتنم جستو جو ميكردم. در حالي كه امروز در نو شناورم. با امواج مهر
تو، زير و زبر ميشم. هيچ كس نميتونه تو رو برام تعريف كنه، حبست كنه. تو
همه جا منتشري. تو سيالي. رها از هر چفت و بندي، هيچ فضايي نيست كه از تو
پر نباشه! با اين حال هيچ فضايي رو تنگ نكردي. در عبور دائمي، از سوي مبدا
هستي، به سمت مقصدي ناشناس بيشتاب ميآيي. بيبهونه بر دل مينشيني.
بينشان در قلب و روح ما، جا ميموني. اما ردپاي تو رو، مي شه در همه هستي
دنبال كرد. حس كرد كه تو گويا از اين حوالي گذشتهاي، از اين چشمه آب
نوشيدهاي. از اون كوه بلند، بالا رفتهاي. در اين دريا، شنا كردهاي!

برچسبها: سلامی دوباره
| Design By : Night Skin |


